پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

18

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

اوضاع كشور پس از فوت خود ، نگران بود و نمىدانست براى حل اين دو موضوع مهم چه تدبير عاقلانه‌اى بينديشد ، زيرا « آركاديوس » به اين نكته پىبرده بود كه اگر بخواهد شريكى براى سلطنت پسرش تعيين كند ، در حقيقت دشمنى زورمند براى وى تراشيده است و باعث هلاك او مىگردد . و اگر بخواهد پسر را به تنهائى بر تخت سلطنت بنشاند گروهى از ناتوانى و خردسالى او استفاده مىكنند و علم طغيان به مخالفت او برمىافرازند و پس از هلاك وى بىهيچ مانع و اشكالى تخت سلطنت را غصب مىنمايند ؛ مخصوصا كه « تئودوسيوس » خويشاوندى در « بيزانتيوم » نداشت تا كفالت او را نمايد و مراقب حال وى باشد و عموى او « هونوريوس » « 1 » نيز خود گرفتار اغتشاشات ايتاليا بود و نمىتوانست در موقع حاجت به كمك او بشتابد . ضمنا « آركاديوس » از بابت مدىها انديشناك بود و مىترسيد قوم مزبور امپراطور خردسال را از تخت سلطنت براندازند و فساد و خرابى غير قابل جبرانى به دولت روم وارد آورند ، پس از پىبردن به اين اشكالات و مخاطرات « آركاديوس » با وجود آنكه در ساير مسائل چندان هوش و درايتى به خرج نداده بود ، نقشهء عاقلانه‌اى كشيد كه به وسيلهء آن هم جان پسرش را از خطر رهانيد و هم تخت سلطنت را محفوظ نگاهداشت ؛ بدينمعنى كه در وصيت‌نامهء خويش « تئودوسيوس » صغير را جانشين خود و وارث تاج و تخت روم قرار داد و يزدگرد شاهنشاه ايران را ولى و سرپرست او معين نمود و از وى تقاضا كرد كه در حدود امكان در حفظ جان و سلطنت « تئودوسيوس » بكوشد . بدين ترتيب « آركاديوس » امور شخصى و مسائل مملكتى را مرتب ساخت و خود دار فانى را وداع گفت . اما يزدگرد پادشاه ايران همين كه وصيت‌نامهء « آركاديوس » به دو رسيد كرامت اخلاق و بزرگوارى شايان دقتى از خود نشان داد و چنان كه « آركاديوس » از وى تقاضا كرده بود « تئودوسيوس » را به فرزندى برگزيد و سياست خويش

--> ( 1 ) - Honorius